کد خبر: ۴۶۱۷۰۰
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۹
دكتر حسين امامي
اگر تا ۱۵ سال پیش کودکانی بودند که زنگ خانه ها را می زدند و فرار می کردند، حالا هم کاربرانی در شبکه های اجتماعی داریم که کامنت توهين آميز، بی‌ربط و شوخی و با لحن طعن و طنز می گذراند. اگر در شیطنت های کودکی یک خانواده آزار می دید و هویت آن کودک بازیگوش مجهول باقی می ماند اما در «شیطنت های فضای مجازی» کنونی همه از این نوع رفتار مطلع می شوند و حیثیت و اعتبار یک ملت زیر سؤال می رود.
 
امروز فرهنگ و فناوری در هم تنیده شده‌اند. چرا که فناوری توانسته فرهنگ خاص خودش را به‌وجود آورد این «شیطنت های فضای مجازی» چه خوب و چه بد، بیانگر فرهنگ ایرانی‌ها در فضای مجازی می‌شود و باید این را برای مردم ایران زودتر از اینها می‌گفتیم و آموزش می‌دادیم. ضمن اینکه در فضای مجازی ما با پدیده «سرعت فرهنگی» مواجهیم. یعنی کافی است یک کاربر جرقه ای را به یک انبار باروت بیندازد و این آتش دامن همه را بگیرد و بر تمام وجوه زندگی فردی و جمعی انسان‌ها اثرگذار باشد.
 
تعبیری که من برای این پدیده که عمدتا از سوی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی رخ داده به کار می‌برم و جزئی از توان منحصر به‌فرد این رسانه‌های نوین بوده، «دومینوی شبکه‌های اجتماعی» است. این دومینو باعث شد رویه غلطی که ممکن است بدون منظور یا شوخی شروع شده باشد به توهین تبدیل بشود و بعدا به یک فاجعه. از قابلیت های شبکه های اجتماعی این است که رویدادها دومینو وار در قالب شبکه اثر خود را می گذارد و متأسفانه دیگر پای یک نفر در میان نیست یک جامعه در مقابل اثرات این کنش قرار می گیرند.
نکته دیگری که می‌توان در ویژگی‌های کامنت‌ها در شبکه‌های اجتماعی دید این است که عموما کاربران در شبکه های اجتماعی با مسائل بسیار سطحی برخورد می کنند و عمیق با مسائل مواجه نمی شوند. در این مسئله، جوگیر شدن که به خاطر همان نگاه سطحی اتفاق می افتاد. یعنی این سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، سطحی اندیشیدن را جایگزین فرهنگ عمیق اندیشیدن می‌کند. بنابراین روابط، پیام‌ها و نظرات کاربران، سطحی است. «بودریار» عبارتی دارد که در فضای مجازی دیگر آدمیان نیستند که به یکدیگر صحبت می کنند، بلکه با پیام هایی مواجه هستیم که در کامپیوترها رد و بدل می شوند. یعنی این پیام‌ها به تنهایی قرار است جایگزین ارتباطات کلامی، لحن و زبان بدن ما باشند.

در پایان این فرضیه که محدودیت های دسترسی به شبکه های اجتماعی هم می تواند یکی از دلایل کامنت های توهین آمیز در صفحات هنرمندان و ورزشكاران باشد هم تا حدی درست است چرا که همین محدودیت‌ها و فیلترینگ باعث شده ما از آموزش نحوه رفتار صحيح در این رسانه‌های نوین غفلت کنیم.
 
چون همه نگران آموزش مبحثی هستند که فکر می‌کنند غیرقانونی است! اما نه تنها محدودیت مانع فرهنگ سازی است بلکه این شکل بیان عقیده یک مقدمه ای دارد که در مدارس، دانشگاه‌ها و صدا و سیما باید به عنوان یک موضوع درسی به آن پرداخت. چرا که امروز مردم خودشان رسانه‌دار شده‌اند باید به آنها اهمیت این موضوع را گفت. فیس‌بوک، توییتر، یوتیوب، اینستاگرام، واتس‌اپ و تلگرام و… همه رسانه‌‌هایی شده‌اند که امروزه همین مردم تولیدکننده محتوای آن هستند. امروزه این رسانه‌هاي «شخصي» در کنار روزنامه و وب‌سایت و رادیو و تلویزیون جای گرفته‌اند گرچه ممکن است فکر کنیم اهمیت آنها بالاتر است ولی‌به هرحال اين ابزارها و رسانه‌هاي شخصي می‌تواند در پاره‌ای از موارد قوی‌تر از رسانه‌هاي جمعي عمل کند. گرچه من هنوز اعتقاد دارم اينها رقيب يكديگر نيستند و بلكه مكمل يكديگرند.
 
رسانه‌های اجتماعی همیشه جز سوژه‌های خبری رسانه‌های جمعی شده‌اند که خبرهای مثبت و منفی‌ منتشرشده در آنها در رادیو و تلویزیون و روزنامه به آن پرداخته می‌شود. امیدوارم دستگاه‌های متولی آموزش و فرهنگ، براي ترويج اخلاق حسنه در فضاي مجازي، برنامه‌ریزی کرده و آموزش‌های عمومی همگانی را در دستور کار خود قرار دهند و به امید روزی که با رفع فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی، امکان دسترسی را برای سایر کاربران فراهم کنیم و منش و فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی خودمان را برای جهانیان در این رسانه‌ها نشان دهیم.”
 
* پژوهشگر رسانه‌هاي نوين، مدرس دانشگاه 

منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین عناوین روز