درحالیکه رکود حاکم است،اوضاع کسب و کار بدتر شده، دلار از مرز ۴۰۰۰تومان فراتر رفته، ارزش پول ملی کاهش یافته و برجام هم به حاشیه رفته، دولت نرخ رشداقتصادی را ۷.۴ و تورم ۸ را درصد اعلام می کند.
دولت یازدهم که این روزها دریافته است که دیگر نمی تواند برجام را به عنوان دستاورد بزرگ خود معرفی و روی آن مانور دهد به دنبال دستاوردسازی در دیگر حوزه ها در آستانه انتخابات است.

یکی از دستاوردهایی که رئیس جمهور برای دولت خود در هفته اخیر نام برده است «نجات اقتصاد کشور» بود. رییس‌جمهور ۲۹ آذرماه در مراسم رونمایی از منشور حقوق شهروندی با اشاره به یکی از وعده های دولت به مردم گفت: «به مردم وعده‌ داده‌ام که اقتصاد ایران را نجات خواهم داد و امروز در آخرین سال دولت یازدهم خوشحالم که مردم هم شاهد تورم تک‌رقمی و هم رشد اقتصادی هستند به نحوی که رشد اقتصادی ۶ ماهه نخست امسال در مقایسه با ۶ ماهه نخست سال گذشته ۷.۴ شده است»

روحانی گفت که «امروز نسبت به سال ۹۱ که رشد اقتصادی منفی ۶.۸ درصد بود و اوایل سال ۹۲ که تورم ۴۵ درصد بود و در این سال‌ها اشتغال خالص تقریباً صفر بود، شاهد پیشرفت‌های زیادی در عرصه اقتصادی هستیم. وعده من نجات اقتصاد کشور از سراشیبی سقوط بود و به مردم وعده دادم که سانتریفیوژها می‌چرخد و کارخانه‌ها هم به حرکت خود ادامه خواهند داد.»

رئیس جمهور با اشاره به دیگر گشایش های اقتصادی صورت گرفته در پی اقدامات دولت، گفت: «در هشت ماهه نخست امسال بیش از ۱۵ هزار و ۶۰۰ کارگاه متوسط و کوچک که یا راکد بودند یا با تمام ظرفیت کار نمی‌کردند با تسهیلات بالای ۱۱هزار میلیارد تومان کاملاً فعال شده‌اند، پس چرخ کارخانه‌ها به حرکت در آمده است. چرخ کارخانه‌های مشترک ایران با کمپانی‌های خارجی هم به حرکت درآمده و اسفندماه امسال نخستین خودروی مشترک ایران و فرانسه که حدود ۳۰ درصد آن صادراتی خواهد بود، عرضه می‌شود و مردم خواهند دید که چرخ اقتصاد در کشور به حرکت در آمده است.»

دولت در حالی صحبت از نجات اقتصاد کشور و رسیدن به رشد ۷.۴ درصدی می زند که هیچ نشانه ای از این آمار رشد در جامعه و اقتصاد کشور دیده نمی شود. نگاهی به جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران از اوضاع بازار کار ایران نشان می دهد که در بهار امسال تعداد بیکاران کشور به ۳ میلیون و ۱۴۹ هزار نفر رسیده است که سهم زنان از کل بیکاران مطلق کشور یک میلیون و ۱۰ هزار نفر و سهم مردان نیز ۲ میلیون و ۱۳۹ هزار نفر است. شخص رئیس جمهور هم یک ماه قبل در همایش ملی روستان و عشایر اعلام کرد که «موج بیکاری در راه است و دولت توان پاسخگویی به متقاضیان کار را ندارد».

روحانی با بیان اینکه امروز بیکاری و عدم اشتغال یک معضل بزرگ برای سراسر کشور ما است گفته بود: «بزرگترین مشکل کشور ما در سال‌های آینده موج بیکاری است و تمام مشکلات کشور، ریشه‌اش به بیکاری برمی‌گردد.»

رئیس جمهور همچنین یادآور شده بود که «امسال برای اولین بار یک میلیون و ۲۰۰ هزار متقاضی شغل وارد بازار کار شدند اما توان ما برای اشتغال چقدر است؟ ما با امکانات فعلی حتماً نمی‌توانیم پاسخگوی این تعداد متقاضی کار باشیم لذا باید یک حرکت بزرگ برای رونق ایجاد شود و باید دعواهای کودکانه در کشور خاتمه یابد.»

حال اگر ادعای رکوردشکنی نرخ رشد اقتصادی را بپذیریم، باید نشانه‌های تاثیر این نرخ رشد اقتصادی را در جامعه هم ببینم. اگر اقتصاد در نیمه اول سال رشد کرده باید دست‌کم ۷۰۰ هزار شغل جدید ایجاد شده باشد، اما بیکاری در ۶ ماه اول امسال نه تنها کمتر نشده، بلکه به گفته رئیس جمهور بیشتر هم شده و موج آن در راه است.

رئیس جمهور در حالی صحبت از رونق کسب و کار و فعالیت بنگاههای کوچک اقتصادی می کند که تعطیلی کارخانه ارج(باقدمتی نزدیک به ۸۰ سال)، کارخانه پارس کروم خزر (تنها تولیدکننده مواد اولیه چرم‌سازی در خاورمیانه)، کارخانه قند ورامین، کارخانه قو، کارخانه پارس و کارخانه فولاد سهند تنها چند نمونه اندک از باقدمت‌ترین صنایع تولیدی کشور هستند که به ورطه تعطیلی کشیده شده‌اند.

طبق اعلام بانک جهانی که مورد تأیید مرکز پژوهش‌های مجلس هم قرار گرفته، وضعیت کسب و کار در ایران بدتر شده؛ پس چگونه باید پذیرفت اقتصاد ایران در یکسال هم با رقم بیکاری بیشتری مواجه می‌شود، هم نقدینگی آن به رقمی تاریخی می‌رسد، هم اوضاع کسب و کار بدتر شده، هم برجام به حاشیه رفته؛ اما رشد اقتصادی رکورد می زند و به  ۷.۴ درصد می رسد؟

در کنار آمارهای باورنکردی بانک مرکزی، نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به مهرماه ۱۳۹۵ نسبت به دوازده ماه منتهی به مهرماه ۱۳۹۴ را معادل ۸/۷ درصد برآورد کرده است؛ به عبارتی، میانگین رشد قیمت کالاها و خدمات مورد محاسبه در سبد تورم کشور در این مدت ۸/۷ درصد شده است. موضوعی که با جیب مردم همخوانی ندارد.

محمد غرضی در گفتگو با خبرنگار مهر در واکنش به اعلام رشد ۷.۴ درصدی از سوی دولت گفت: بالاخره مدت مدیدی نمی توانستیم بیش از یک میلیون بشکه نفت بفروشیم و حالا حدود ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه نفت می فروشیم و این ممکن است اندکی در رشد اقتصادی تاثیرگذار باشد.

وزیر کابینه سازندگی، با بیان اینکه رشد ۷.۴ درصدی تنها روی کاغذ اتفاق افتاده است، گفت: واقعیت این است که دولت چندین برابر درآمدش، طلبکار بزرگ دارد لذا هرچقدر هم که درآمد داشته باشد، قبلاً آنها را مصرف کرده لذا دولت مجبور است که بدهی اش را بپردازد، بنابراین نه رشد و نه تورم یک رقمی در جامعه احساس نمی شود.

این فعال سیاسی، افزود: وقتی که نقدینگی از ۴۷۵ هزار میلیارد تومان به یک میلیون و هزار میلیارد تومان رسیده است؛ لذا هیچ کس قبول نمی کند که با چنین نقدینگی وسیع تورم ۷ یا ۸ درصدی داشته باشیم.

غرضی خاطرنشان کرد: اینگونه آمارها تنها حسابهای دولتی است و با حساب جیب مردم تفاوت دارد.

از سویی دیگر در حالی تورم ۸ درصد اعلام می شود که دلار در یک ماه اخیر رشد خزنده ای داشته و به ۴۰۰۰ هزار تومان رسیده است که این موضوع نیز دوباره باعث کاهش قدرت خرید خانوار می‌شود و جهش های قیمتی در بازار ارز بر شوون مختلف زندگی و سبد مخارج خانوار تاثیر منفی خواهد گذاشت. گویا این دستاورد دولت نیز در سایه برجام در حال نابودی است؛ چراکه بازار ماه ها در انتظار به ثمر نشستن دستاورد برجام در رکود به سر برد و حال با بی تاثیر بودن برجام، ثبات بازار و در نتیجه مهارم و کنترل تورم در حال از بین رفتن است.

محمد غرضی در بخشی دیگر از گفتگوی خود با مهر در این خصوص گفت: در چند هفته گذشته ظرف ۳ روز هم برنج و هم گوشت چند درصد گران شده. این موضوع یک دلیل واضح از احساس نشدن و تاثیرنداشتن این رشد اقتصادی بر اقتصاد کشور است.

آمارهای گل و بلبل دولتی در حالی است که روز به روز شاهد کاهش ارزش پول ملی هستیم بطوریکه رسانه های خارجی را هم به واکنش واداشته است. رویترز در گزارشی در واکنش به افزایش قیمت ارز در ایران نوشت: افزایش قیمت دلار می‌تواند به تهدیدی علیه دولت کنونی ایران در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده تبدیل شود.

این رسانه انگلیسی در ادامه به افزایش قیمت دلار آمریکا در بازار ارز ایران پرداخت و نوشت: ادامه این وضع می‌تواند به تهدیدی علیه دولت حسن روحانی؛ رییس‌جمهور ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده تبدیل شود.

رویترز همچنین کاهش بی‌سابقه ارزش ریال ایران در برابر دلار در روزهای گذشته را نشان‌دهنده کاهش احتمالی توان ایران برای جذب پول خارجی بعد از ورود «دونالد ترامپ» به کاخ سفید به عنوان رییس‌جمهور آمریکا دانسته است.

علاوه بر این مشکلات، طبق اعلام بانک جهانی که مورد تأیید مرکز پژوهش‌های مجلس هم قرار گرفته، وضعیت کسب و کار در ایران بدتر شده؛ حال چگونه باید پذیرفت اقتصاد ایران در یکسال هم با رقم بیکاری بیشتری مواجه می‌شود، هم نقدینگی آن به رقمی تاریخی می‌رسد، هم اوضاع کسب و کار بدتر شده، هم برجام به حاشیه رفته، هم دلار ۴۰۰۰ هزار تومان می شود، هم ارزش پول ملی کاهش می یابد؛ اما رشد اقتصادی پس از ۱۴ ساله رکود می زند و به بیش از ۷ درصد می رسد! آیا چنین رکودشکنی ها و آمارهای کاغذی جز با هدف انتخابات و دستاوردسازی برای دولت است؟
منبع: مهر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: